جناب الاغ الدوله

جناب الاغ الدوله

قدیما که خوشبختانه علم التـّجاره جدید  [علم الأبدان قدیم که امروز به آن پزشکی گویند] رونقی نداشت. مردم برای درمان درد؛دست به دامن طبیعت می شدند. یکی از این” صِیدَلیّه” های بی ادعا  اما فوق العاده بی آزار و نجیب ،جناب الاغ بود. این حیوان بارکش زبان بسته هم کُرّه پس می انداخت، هم هنوز زخمش،خوب نشده بود؛ با بار هیزم  به شهر میرفت و جوال برپشت به ده باز می گشت.

دلش خوش بود که مزد زحمتش را ده سیر جو می خورد و کُره اش را شیر میدهد وبر روی تخت خواب نرم «قُشادش» بچه ی نازنینش را در کنار می گیرد. اما غافل از اینکه این موجودات دو پا، نه شیرش را بر کُرّه اش روا میدارند و نه از فضله اش  می گذرند. از هر دو ،جهت درمان خود وفرزندانشان استفاده می کنند. شیرش را به” کُرّه” ی خودشان میدهند که سیاه سرفه گرفته ودر مانش حق آن کُرّه بی زبان است. و فضله اش  هم به نام «عنبر نسارا »مُسکِّن گوش درد و بیماری های پوستی و احیانا سردرد های حساسیتیِ این تخم دوزرده ی آفرینش آریایی نژاد !

الغرض این مو جود دو پای نا  نجیب مغرور ِ از خود راضی که از نسل گاو چرانان  مهاجر ما ورای سیبری است. پس از حمله به سر زمین های مردم بی دفاعِ ساکن فلاتی که بعد ها” ایرا ن” ش گفتند و با غارت آنها خودر ا [نجیب]  نامیدند ومالک زمین های غصب شده. آن چنان باد غرور از جایشان کند وبرد به جایی که کیکاوس رفت.

( ناگفته نماند که فاحشه ها ی مظلوم ،خود را” نجیبه” می نامند. چون آن ها هم به نوعی قربانی خود خواهی نرّه دو پایان ِآدمی صورتِ دیوسیرتند )

دیری نپایید که دست بی پنجه انتقام ازپاچه ی ترک و تازی و ترکمن و تاتار و خُرم دین و روس و ا نگلیس و… بیرون آمد ومادران مارا نواخت و نسلی نو در این سرزمین گُربه صورت ، پس انداخت که پدرانمان  نا معلوم ،اما مادرانمان فرزندان همان  گاو چرانان آریایی بودند /هستند.  آری جان برادر !ما ایرانی ها خیلی نجیبیم !البته بلا نسبت خر هر چند اکثرا مدیون این حیوان زحمت کش مظلومِ به حق نجیب هستیم .چون بر گردن ما علاوه بر حق مادری  حق طبابت دلسوزانه و بی ویزیت هم دارد و…

برادر جان آریایی !با یک ضرب المثل قدیمی سخنم را پایان می دهم و تورا به خدا می سپارم تا فردا  روز از نو و روزی از نو.

دزدی، تقلّب. کلاه برداری. غش در معامله ،دروغ و…

” شام ونهارم اشکنه                   گوزُم درختار مشکنه.”

 

                           اسئلک الله صبرا جمیلا و تفکرا مفید

برچسب ها :

۵ ديدگاه

  1. زهرا زحمتکش گفت:

    باسلام خدمت استاد گرامی
    چه خوب که شما ضرب المثل های خراسانی رو اینجا بازگو میکنید.راستش من اصلا نمیدونستم که این ضرب المثل خراسانی هست،از دوستان سوال کردم،و معنیشو پرسیدم.خیلی جالب بود.باتشکر

  2. حسام گفت:

    بسیار عالی استاد
    لذت فراوان بردم.
    اما بحثی هست ما بین من و شما که هیچ وقت هم تمام نمیشه!
    ما که حالا حرف از آریایی ها میزنیم ، حالا که قراره تو این سایت هموطنان خودمون متن های زیبای شما و البته نکته های ظریفی که در اونها وجود داره رو بخونن ، بهتر نیست بیشتر از واژه های شیرین فارسی استفاده بشه تا بیسواد هایی همچون حسام ذباح کمتر مرعوب بشن؟
    ممنون!

    • السلام علیکم
      حسام بزرگوار . واژه هاهمه چون« قند پارسی »شیرین اند . بستگی به آشپزش دارد که بتواند آنها را «وَر» بیاورد . من سعی خودم را می کنم ؛امایک عامل مهم مانعِ جامع می شود وسخنم را از سکه در سرکه می اندا زد . آنهم «مُرّ» ی است که کامم را با آن برداشته اند . وبا ته مانده اش بر پیشانی سخنم نوشته اند « اَلحقُّ مُرّ» کاریش نمیشه کرد .بدروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

  3. زهرا زحمتکش گفت:

    روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند.

    استاد گرامی روزتان مبارک باد.

دیدگاه خود را بیان کنید




گروه نوشته هایم

بایگانی مطالب سایت

  • 14
  • 273
  • 1,037
  • 182,327
  • آذر ۲۴, ۱۳۹۵
تصوير من

من؛ هاشم افشاری زاده شهریورماه 1331 و دبیر بـاز نشسته کارشناس ادبیات فارسی هستم .

اگر بدون ذکر منبع، مطالب را کپی کنید هیچ اتفاقی نمی افتد، اما خارج از اخلاق انسان بودن است؛ پس نکنـنید .

Check Pagerank
طراحی و توسعه رحیم افشاری عضو گروه طراحی و توسعه وب صدف